اگر اطلاعات شخصی همه افراد در جهان به بیرون درز کند ، چه می شود؟

سعید ناصریسعید ناصرینوامبر 6, 20201min0

ناخودآگاه یا آگاهانه ، همه ما منتظر آن هستیم: روزی که یک نقض امنیتی بزرگ جامعه را از بین ببرد و تمام اطلاعات شخصی و اسرار ما در طول این سالها با فیس بوک ، گوگل و موارد مشابه به اشتراک گذاشته شود. وقتی همه اطلاعات شخصی ما – همه پیام ها ، ایمیل ها و فایل های صوتی – در اینترنت پخش شود ، چه کسی در نظر جامعه انسانی تر خواهد ماند؟ شاید یکی دو نفر عجیب و غریب باشند ، اما بقیه ما رازهایی داریم که هیچ کس نباید از آنها باخبر شود. دنیایی با شفافیت کامل اطلاعات چگونه خواهد بود؟ چه رفتارها ، باورها و سنت های جدیدی در حال شکل گیری است؟

برای پاسخ به این س ofال که در صورت نقض امنیت اساسی چه اتفاقی می افتد که تمام اطلاعات شخصی ما را به اینترنت می فرستد ، توضیحات چندین متخصص در این زمینه را می خوانیم.

فرد فاینبرگ

استاد و مدیر بازاریابی و استاد آمار در دانشگاه میشیگان ، که نحوه تصمیم گیری افراد در محیطهای نامتعادل را مطالعه می کند

اگر این اتفاق بیفتد ، ما با دو سطح متفاوت روبرو هستیم: سطح بین فردی (یعنی تأثیر آن بر روابط بین فردی) و سطح اجتماعی (یعنی تغییرات احتمالی در رفتارها و رویکردها). و هر دو جنبه های بلند مدت و کوتاه مدت دارند. وقایع کوتاه مدت کاملاً قابل پیش بینی است: ما شاهد اخراج کارمندان ، طلاق زوجین ، از دست دادن اعتبارات ، دستگیری افراد ، تهدید پرونده های قضایی علیه هکرها و هکرها و البته فاش شدن مقادیر زیادی از دورویی. هرکسی که رفتار خاصی را تقبیح کند و سپس مخفیانه به آن دست بزند شناسایی خواهد شد ، که لزوما چیز بدی نیست.

و سپس به چیزی به نام پارادوکس حریم خصوصی می رسیم. وقتی مردم در ابتدا ترسیدند ، سپس عصبانی می شوند و سرانجام ، چه در چند روز یا چند هفته ، دیگر برای آنها اهمیتی ندارد. زندگی برای همه "عادی جدید" خواهد شد. وقتی همه چیز خاموش است ، همه چیز اشتباه آنقدر عادی می شود که افرادی که به دنبال واکنش های شدید در برابر افشای اسرار بزرگ هستند ، هم راحت می شوند و هم ناامید می شوند: زیرا به جای واکنش عصبانی ، از خستگی و تکرار خمیازه می کشند. بودن. زیرا یا بقیه افراد از قبل سو susp ظن دارند یا آنها به سادگی می خواهند به زندگی عادی خود برگردند.

پیش بینی وقایع طولانی مدت دشوارتر است. وقتی چیزی به معنای واقعی کلمه برای همه اتفاق می افتد ، یک ذهنیت "همه ما درگیر هستیم" شکل می گیرد و تقاضای عمومی برای اقدامات امنیتی بهتر افزایش می یابد. احراز هویت بیومتریک ممکن است به موضوع مورد علاقه نظریه پردازان توطئه و گروه های شبه نظامی تبدیل شود. اما در عین حال ، ممکن است به جامعه کمک کند تا درک کند برخی از رفتارهایی که پنهان می کنیم و از آنها شرمگین هستیم بسیار فراگیر است و لزوماً مضر نیستند. بنابراین دلیلی وجود دارد که این باور وجود داشته باشد که یک "رویداد انقراض" که اطلاعات شخصی زیادی را در معرض دید قرار می دهد ، در کوتاه مدت منجر به وحشت عمومی و در طولانی مدت به تغییر مثبت منجر خواهد شد.

تسا وست

استادیار روانشناسی در دانشگاه نیویورک ، که تحقیقات وی در درک ماهیت و پویایی ادراک اجتماعی متمرکز است

تقریباً همه افراد در دنیای اینترنت یک رمز و راز دارند. ممکن است شما در حال تعقیب آخرین شخصی باشید که با او رابطه دارید و ممکن است به خریدهای شدید اینترنتی عادت کرده باشید. ممکن است آرزوهایی داشته باشید که شریک زندگی فعلی شما از آنها بی اطلاع باشد. افشای این اطلاعات شخصی بسیار شرم آور است. اما رازهای جدی تر چطور؟ اسراری که به قدری حساس هستند که در صورت آشکار شدن می توانند منجر به شکایت ، طلاق یا برکناری شوند. با وجود هزینه بالای کشف این اسرار ، بسیاری از ما از افشای اسرار اینترنتی خود چندان نگران نیستیم. ما از این منطق استفاده می کنیم که با رمزهای عبور غیرقابل پیش بینی و کمی نظارت دقیق بر وضعیت ، از افشای اسرار در امان هستیم. البته این یک ذهنیت احمقانه است. داده ها همیشه هک و افشا می شوند.

اگر روزی از خواب بیدار شویم و دریابیم که با یک جستجوی ساده ، می توانیم به اطلاعات همه دسترسی داشته باشیم چه؟ آیا ما بلافاصله به سراغ تاریخچه جستجوهای نزدیکترین افراد زندگی خود می رویم؟ احتمالا نه. اولین کاری که ما انجام می دهیم جستجوی داده هایمان است. زیرا انسانها بسیار خودمحور هستند. ما فکر می کنیم همه اطراف ما فکر می کنند ، "من نمی توانم صبر کنم تا Tessa را جستجو کنم تا ببینم او چه کاری انجام می دهد." محققان اجتماعی این ذهنیت را "تأثیر توجه عمومی" می نامند. یعنی مردم معتقدند که افراد دیگر بیش از آنچه واقعاً به آنها توجه می کنند ، به آنها توجه می کنند. همه ما نگران این هستیم که اسرار خودمان فاش نشوند ، قبل از اینکه به اسرار دیگران بپردازیم.

آنچه بعداً به آن خواهیم پرداخت ، احتمالاً مقالاتی است که درباره افراد مشهور و رازهای تاریک آنها نوشته شده است و دارای عناوینی است که ما را بر روی آن کلیک می کند. اسرار افراد مشهور بسیار جالب تر از اسرار همسایه قدیمی ما است ، کسی یا شخصی که سوپرمارکت محلی را اداره می کند یا برخی از استاد خسته کننده دانشگاه ما. همه احساسی را که پس از افتادن به شخصی که به نظر می رسد همه فواید آن را دارد ، دوست دارند. رازهای تاریک افراد مشهور بهترین پادزهر شرم و استرس ناشی از درز اطلاعات ما خواهد بود.

آیا سرانجام تاریخچه فعالیت عزیزانمان را جستجو خواهیم کرد؟ شاید اما بدون آمادگی ذهنی. وقتی صحبت از افرادی می شود که آنها را دوست داریم و به آنها اهمیت می دهیم ، نوعی جهت گیری درونی داریم که ما را در دوره های دشوار حرکت می دهد. وقتی شریک زندگی شما در یک مهمانی بد رفتاری می کند ، شما این فکر را می کنید که "او فقط خسته است". و تا زمانی که منطق در این ذهنیت حاکم باشد ، تماشای افرادی که دوستشان داریم با عینک خوش بینی اصلاً چیز بدی نیست. کدام یک از ما دوست داریم جهان بینی ما کاملاً نابود شود؟

جالب ترین سوال در این آزمایش ذهنی این است که چه بلایی بر سر جامعه می آید؟ آیا قضاوت ها کمتر و رفتارهای غیرعادی غیر قابل قبول است؟ احتمالا نه. ما رفتارهای بی شماری داریم که اگرچه فراوان است ، اما همچنان ممنوع تلقی می شود (مانند دروغ گفتن ، که هنوز هم در هر پنج تعامل اجتماعی یکی رخ می دهد). حداقل به طور موقت ، اشاره و داوری ادامه خواهد یافت. اما ممکن است فرصتی عالی برای ما باشد که در تعاملات صادقانه تر باشیم. یادگیری چیزهایی که دوست داریم و پنهان کردن آنها خیلی عجیب نیست.

جیووانی ویگنا / گروه شلفیش

جیووانی ویگنا استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه کالیفرنیا ، برکلی است ، که تحقیقات وی بر روی تجزیه و تحلیل آسیب پذیری ، امنیت وب ، تجزیه و تحلیل بدافزار و امنیت پلت فرم تلفن همراه متمرکز است. Shelfish Group تیمی از هکرهای دانشگاه کالیفرنیا است که تحت نظارت Vigna فعالیت می کنند.

احتمالاً شاهد سه مرحله خواهیم بود.

فاز یک: همه در آستانه جنون هستند! عوامل زیادی در این مرحله مهم هستند. به عنوان مثال ، اطلاعات لو رفته چگونه توزیع شده است؟ اگر تمام اطلاعات فاش شده یک پرونده واحد و بسیار بزرگ باشد ، یافتن اطلاعات داخل آن بسیار دشوار است.

اگر اطلاعات به طور جادویی طبقه بندی شده (و قابل جستجو باشد) ، سرویس میزبان اطلاعات بلافاصله در دسترس نخواهد بود. زیرا میلیاردها نفر در سراسر دنیا می خواهند در این باره اطلاعات بیشتری کسب کنند و ببینند چه چیزی در مورد خودشان می توانند دریابند. بدون شک ، ما شاهد بسیاری از گفتگوهای شرم آور ، انکارها و متأسفانه خودکشی ها خواهیم بود.

فاز دو: همه چیز کار نمی کند. از آنجا که تمام اسرار مالی شما (مانند رمز ورود حساب بانکی شما) به بیرون درز کرده است ، کشورها & # 39؛ سیستم های مالی کاملاً خاموش خواهند شد. به همین ترتیب ، سیستم های مشابه قادر نخواهند بود از هرگونه سو استفاده جلوگیری کنند.

فاز سه: دوره جدیدی آغاز می شود. تاکنون همه انسانهای کره زمین در حال تعریف مجدد هویت خود هستند و اطلاعات مالی خود را مجددا کشف می کنند. در این مرحله متوجه خواهیم شد که دو نوع اطلاعات وجود دارد: اطلاعاتی که می توانند بی ارزش قلمداد شوند (مانند گذرواژه حساب Gmail شخصی که در هر زمان قابل تغییر است) و اطلاعاتی که نمی توانند بی ارزش تلقی شوند ( مانند این واقعیت که وقتی همسرتان مشغول مراقبت از فرزندتان است ، با یک زن دیگر پیام کوتاه می فرستد). رویکرد ما به نوع اول اطلاعات به ماهیت نقض امنیت بستگی دارد: آیا این نقض تکرار خواهد شد؟ اگر بله ، پس ما به پروتکل ها ، سازوکارها ، تکنیک ها و قوانین کاملاً جدیدی برای اطمینان از امنیت و حریم خصوصی نیاز خواهیم داشت. البته در ابتدا ما نمی دانیم که چگونه این کار را انجام دهیم و زمان بر است. و در این میان ، جامعه ای که می شناسیم دیگر به شکل کنونی وجود نخواهد داشت.

مایکل اسلاپین

استادیار مدیریت در دانشکده بازرگانی کلمبیا ، تحقیق در مورد روانشناسی اسرار

ما در تحقیقات خود دریافتیم که به طور متوسط ​​، افراد در هر زمان حدود 13 راز در مقابل خود دارند. اسراری که زمینه های مختلفی را شامل می شود ، از جمله روابط ، امور مالی ، مسائل شرم آور ، تمایلات و رفتارهای نادرست. و تقریباً همه افراد در برهه ای از زندگی خود رازهایی دارند. بنابراین اگر همه داده های یک نفر به طور ناگهانی درز کند ، چه می شود؟ اگر همه سایتهایی که بازدید کرده اید ، همه خریدهای آنلاین و همه س medicalالات پزشکی تایپ شده در Google به صورت عمومی انجام شود؟ ناگهان ممکن است به این نتیجه برسیم که عدد 13 خیلی کم است.

در کوه اطلاعاتی که خصوصی می دانیم ، موارد زیادی وجود دارد که ترجیح می دهیم آنها را مخفی نگه داریم. نظر دوستان ، خانواده ، همسر ، همکاران و رئیسان ما چیست؟ آیا همه برای اخراج ، طلاق و قطع دوستی تلاش خواهند کرد؟ فکر نمیکنم. مدتی در امان خواهیم بود. قبل از اینکه نوبت به همه برسد ، همه اطلاعات شخصی خود را مرور می کنند.

هنگامی که ما شروع به جستجوی اطلاعات افراد دیگر می کنیم (و دیگران شروع به جستجوی اطلاعات خود ما می کنند) ، بدون شک لحظات شگفت آور زیادی وجود خواهد داشت. اما وقتی چنین اتفاقی بدون استثنا برای همه رخ می دهد ، فکر می کنم این باعث وحدت بیش از روابط ما شود. در حالی که همه ما احساس می کنیم با اسرار خود تنها مانده ایم ، اما هیچ کس واقعاً تنها نیست. این یکی از مواردی است که ما هنگام مخفی نگه داشتن آن را نمی دانیم. با محرمانه نگه داشتن اطلاعات ، ممکن است راه را برای کمک ، راهنمایی و پشتیبانی احتمالی ببندید. به اشتراک گذاشتن اسرار با دیگران راهی برای کمک به این اسرار است. یک مکاشفه بزرگ و جهانی آخرین وحی خواهد بود که نشان می دهد بسیاری از ما رازهای مشابهی داریم.

هنر ماركمن

استاد روانشناسی ، ابعاد انسانی سازمانها و بازاریابی در دانشگاه تگزاس و نویسنده کتابهای متعددی مانند "تفکر هوشمند" و "از ذهن خود استفاده کنید"

اسرار نسخه ای از آنچه ما به عنوان "عدم تعادل اطلاعات" می شناسیم است. اصولاً عدم تعادل اطلاعات زمانی اتفاق می افتد که یک نفر چیزی را بداند که دیگری از آن بی اطلاع باشد. اسرار زمانی شکل می گیرد که فرد به عمد به عدم تعادل اطلاعات روی آورد و اطلاعات خاصی را مخفی نگه دارد. توانایی محرمانه بودن البته در تعاملات انسانی بسیار اساسی است. همه در هر زمان نظر شما را درباره هر چیزی نمی خواهند. من ممکن است از لباسی که می پوشید خوشم نیاید ، اما این نباید مشکلی در تعاملات ما باشد. آنچه را که می دانیم را به گونه ای با افراد در میان می گذاریم که منجر به تعاملات اجتماعی بهتر شود. و چیزی مانند یک جشن تولد غافلگیرانه به یک مقدار محرمانه نیاز دارد.

علاوه بر این ، برخی از اسرار خوب است. اگر می خواهم مشاغل جدیدی را شروع کنم ، نمی خواهم قبل از توسعه و کسب درآمد از آنها ، تمام جزئیات ایده هایم را با همه در میان بگذارم. در جهانی که همه اطلاعات شخصی همیشه در دسترس است ، بزرگترین و ثروتمندترین سازمانها می توانند ایده های جدید را با سرعت بیشتری توسعه دهند و بنابراین ثروتمندان ثروتمندتر می شوند. تنها از طریق پنهان کاری است که اسرار تجاری مخفی می شود و بازیگران جدیدی به بازار می آیند تا کار سازمان های بزرگ را مختل کنند.

البته هر ابزاری که جنبه های مثبت داشته باشد می تواند جنبه های منفی نیز داشته باشد. مردم از عدم تعادل اطلاعاتی به ضرر دیگران سو استفاده می کنند. من فکر می کنم زندگی در جهانی که عدم تعادل اطلاعات وجود دارد بهتر از دنیایی است که همه اطلاعات همیشه در دسترس همه باشد.

منبع: Gizmodo

یک نظر بدهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت گذاری شده اند *

16 − یازده =